وصيت نامه
این که میبینید وصيیت نامه حاج شکر الله فرشچی است. البته همه دوستان و اقوام و نزدیکان که از غم فراغ من در حال زجه زدن هستند خوب میدانند که من کربلا هم رفته ام. سوریه هم رفته ام. ولی چون قیمت حج خیلی بیشتر از کربلا بود ترجیح میدهم همان حاج شکر الله روی قبرم حکاکی کنن و نه کربلایی شکر الله یا سوریه ای شکرالله. تازه باز هم میدانید که من حدا قل 4 تا واجب رفتم و یک عالمه هم عمره که این عمره آخری با این دختره خیلی با معنویت بود. جای حاج خانم خالی. خوب حالا که دارم می میرم دیگر چرا پنهان کاری. خوب دختر خوبی بود. خیلی هم توقع نداشت. کلا 1000 سکه. ولی می ارزید. دیدم کجا برویم ماه عسل که هم تنها باشیم و هم کسی شک نکند ،عمره مفرده خوب آمد .بخدا ثوابش را هم کمپلت حواله کردم برای حاج خانم. البته مهرش را هم ندادم. اگر توانستید یکمی بدوانیدش که خسته شود. بعد یه خرمایی حلوایی چیزی بدهید که بیخیال شود. غلط کرده 1000 تا سکه . مگر ملکه الیزالت بوده پدر سوخته.
راستش امشب که رفته بودم مسجد محل که البته همه باز میدانند مسجد محل از پول من خرجی داشت. طبقه بالا را هم خودم ساختم. این را اگر شد جایی گوشه سنگ قبرم بنویسید. اگر هم توانستید البته خیلی اجباری ندارم ها ولی بنویسید که همه نمازهایم را در مسجد خواندم. همان صف اول پشت حاج آقا. هر چند که حاج آقا خیلی ما را تحویل نمیگرفت. راستی تا یادم نرفته یکی از آن قالیچه های بالای دکان را ببرید برایش. خیلی بزرگ نباشد ها. ابریشمی هم نباشد. همون قالیچه کرمونی که گوشه اش هم رفته خوب است. اگر بیاید و پای جنازه ام بگوید که من چه خدماتی برای پیشرفت اسلام کردم در مسجد محل، خوب است.
حاج آقا گفت که همه باید وصیت نامه بنویسند و خوب من گفتم نکند کم کاری کرده باشم در حق خدا و یک وقت خدا فکر نکند که ما یک وصیت نامه را هم دریغ کردیم. همه میدانند که من تمام مستحبات را یک به یک انجام داده ام. این هم رویش. حالا میخواهم وصیت کنم. اگر من نبودم(زبانم لال و گوش شیطان هم کر) این سفته های مش یدالله را میروید میگذارید اجرا. پدرش را هم در می آورید. بهره پول (البته این با نزول فرق دارد. ما که اهل نزول نیستیم) حاج محسن( رو که خدا بیامرزتش) از زنش بگیرید. من که تا وقتی زنده بودم نتوانستم. هر چی به زنش گفتم بیا یه جوری با هم کنار بیاییم نیامد. گفتم بیچاره شوهرت مرده. زن وفا دار میماند وقتی شوهرش زنده است. تازه حرام هم که نیست. خدا صیغه را آفریده برای چه؟ گوش نکرد. حقش هست. کل پول بعلاوه بهره . یک موقع دلتان نسوزد برایش ها بگین بی شوهر هست. خودم برای شوهرش توی مکه 100 تا صلوات فرستادم که خوب اگر حساب کنید با پول بیلیط و خرج هتل و خورد و خوراک میبینید که صلوات اونجا چقدر توفیر دارد نسبت به اینجا.
دفتر حسابهای پولهایی که دادم به خلق الله برای رفع مشکلاتشان بعلاوه سفته ها و چکهايشان هم توی گاو صنودوق زیر میز هست. کلیدش هم توی آن یکی گاو صنوق. کلید این یکی را هم نمیگویم. عرضه داشتید پیدا کنید نداشتید بدرک. تا بچه بودید که هی پول تو جیبی میگرفتید.پس هم ندادید حالا بهره اش بخوره توی سرتان. بزرگ هم که شدید یا جهاز مفت بردید خانه شوهر یا یک خانه ازم گرفتید. حالا ارث هم میخواهید. به آن کره خره هم بگوویید بیاید پای قبر پدرش. طوله سگ که تا زنده بودم نیامد دستم را ببوسد که من هم پرو بالش را بگیرم. اصلا یکی نیست بگوید پسر بتو چه که من این پولها را از کجا در می آورم. اصلا از هر جا در می آورم خوب این همه هم خرج کردم. این همه حج. این همه پول شام مسجد... همین ها را خدا بخواهد تسویه کند آن دنیا کلی هم بدهکار میشود. حاج آقا گفت 10 برابر است. انصافا هم معامله خوبی است. هرچند که رسیدی نگرفتیم که آن دنیا خدا نزند زیرش. البته کفر نمیگوییم ها. فقط اگر میشد یه رسید از کارهایم بنویسید بدید حاج آقا که امضا بکند(همان موقع که قالیچه را میدهید بهتر است) بعد رسید را بزارید توی دستم که آن دنیا خدا زد زیرش بگویم این هم مدرک.
واقعا چقدر سخت است از مردن حرف زدن. آدم وقتی فکر میکند که میمیرد و کلید حجره اش می افتد دست یکی دیگر، تنش مور مور میشود.
در مورد قبر هم که تا حالا نخریدم. چون قیمت زمین رفته بود بالا و نمیشد زمین خرید. اما حالا که دیگر چاره ای نیست یک دانه ارزانش را بخرید. حالا هر جایی شد مهم نیست. مرده که این چیزها حالیش نیست. مهم اعمال است که من زیادی هم انجام دادم شاید شد آنجا هم حجره ای راه انداختم. این همه خرج کردم این دنیا که چی؟ یکی از حج ها را هم نصف قیمت بفروشم آنجا کلی میشود. ولی سنگ قبر را بزرگ بگیرید. این که میگویم بزرگ لازم است. شما نمیفهمید. دوطبقه هم نباشد. البته اگر دوطبقه اش ارزانتر بود، باشد.
در مورد مراسم هم یک مراسم بیشتر نگیرید. عصر هم باشد که به شام نخورد. برای هفت و چهلم هم بدهید توی روزنامه بنویسند که خرج مراسم را داده اید به خانه سالمندان. خیلی بشود 2000 تومن. آگهی روزنامه را میگویم.
در مورد تقسیم اموال هم... نمیدانم این همه پول و ملکی را که برای گیر آوردنش خون دلها خوردم و سکته ها کردم چه معنی دارد اینقدر مفت بدهم به شما. اصلا حالا که نمردم . حاج آقا یه چیزی گفت برای خودش گفت. اصلا کی توی بازار وصیت نامه دارد که من داشته باشم. حالا که نمردم. وقتی مردم برایتان میگویم که اموال را چگونه قسمت کنید. شاید هم نگویم.
نظرات ()
