مه دیده...

دست نوشته های یک عدد مغز فراری

می دانی چرا؟

قساوت القلوب من كثرت الذنوب

و كثرت الذنوب من نسيان الموت

 و نسيان الموت من كثرت الآمال

 و كثرت الآمال من حب الدنيا

 و حب الدنيا راس كل خطيئه.

فرمول همين است. مرد می خواهد که جايگذاريه مقادير کند اين ميان. حالا من هی ذکر بگيرم که:
منی که نام شراب از کتاب ميشستم/ زمانه  کاتب دکان می فروشم کرد...
کاسه گوزهايمان جمع است و دکانمان تخته. همينجا ميگويم که گير بي جا ندهيد در نظرهاتان.
 دم تو هم گرم رفيق...

بدليل قاط زدن بيش از حد مجاز، باب پی نوشت هم تخته شده.

   + MAHDI H.A ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢٧
comment نظرات ()