هوای تازه
من و عیال تصمیم گرفته ایم برای کنترل ذوق زدگی مفرط مان مبنی بر ورود این موجود سونوگرافی شده، اتاقش را - که البته تا دیروز انباری بود - رنگ آمیزی کنیم و به در و دیوارش حال هوای زندگی بدهیم که آن بی نوا هم خیلی نا امید نشود از داشتن این پدرو مادر و آمدنش به دنیا. سبز پسته ایی با نوار صورتی به پهنای نیم متر و خط چین هایی سفید که قشنگش کند. عیال می گوید اگر بعد از فوق لیسانس هم اگر کاری گیر نیاوردی با هم میرویم نقاشی ساختمان. فعلا شدیدا درگیره سور و سات چیدن سیسمونی هستیم، مادر عیال هم به ایشان اختیار تام داده در خرید، فعلا خر مان ۴ نعل می رود از صدقه سر این بشر. صبح تا شب در این فروشگاههای اینترنتی لیست تهیه میکند که خدا رحم کند به پدر زن گرام که زن و دختر و نوه چه آشی برای جیبش پخته اند. پینوشت: یکم: حالا نمیشود یکی دوجب از خاک بهشت را هم زیر پایه پدران می گذاشتند؟ برزخ که می شود!
نظرات ()
