هوای تازه

 

من و عیال تصمیم گرفته ایم برای کنترل ذوق زدگی مفرط مان مبنی بر ورود این موجود سونوگرافی شده، اتاقش را - که البته تا دیروز انباری بود -  رنگ آمیزی کنیم و به در و دیوارش حال هوای زندگی‌ بدهیم که آن بی‌ نوا هم خیلی نا امید نشود از داشتن این پدرو مادر و آمدنش به دنیا. سبز پسته ایی با نوار صورتی‌ به پهنای نیم متر و خط چین هایی سفید که قشنگش کند. 

عیال می گوید اگر بعد از فوق لیسانس هم اگر کاری گیر نیاوردی با هم می‌رویم نقاشی‌ ساختمان.

فعلا شدیدا درگیره سور و سات چیدن سیسمونی هستیم، مادر عیال هم به ایشان اختیار تام داده در خرید، فعلا خر مان ۴ نعل می رود از صدقه سر این بشر. صبح تا شب در این فروشگاه‌های اینترنتی لیست تهیه می‌کند که خدا رحم کند به پدر زن گرام که زن و دختر و نوه چه آشی برای جیبش پخته اند.

 

 

پی‌نوشت:

یکم: حالا نمی‌شود یکی‌ دوجب از خاک بهشت را هم زیر پایه پدران می گذاشتند؟ برزخ که می شود!

 

 

/ 7 نظر / 26 بازدید
دلا

با اومدنش به زندگیتون رونق میده...[گل][قلب]

امیر

باحاله منم مثل تو منتظرم تا بیاد احساس میکنم حرفاتو ایشون ما مرداد میاد

مهدی

به حاج مهدی. بابا پدر بابا مرد خانواده بابا فامیلی من آقا نگران نباش ایشالله سر جنت که رسیدی وایستا تا من بیام قول می دم یکی تو وجب از خاک باغ دم دری رو بدم واسه تو بذاری زیر پات [لبخند]

یک دوست

سلام مهدی آقا مبارکه! به شما رفته فکر کنم. ان شا الله که موفق و پیروز باشید. یه چند روزی است که این ولاگ را فعال کردم. خوشحال میشم اگه نظرات شما را از جهت متن و نوشتن بدانم. اگر مایل باشید دوست دارم تبادل لینک هم داشته باشیم. http://orva.blogfa.com خدانگهدار